پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۶

شعاع آن مه نو چون به طرف بام می‌افتد

به پابوسش ز بام چرخ ماه تام می‌افتد

بتی درد که بر رخساره‌اش کعبه بود طایف

ز رونق از صفایش کعبه اسلام می‌افتد

کشد می زیر خرقه شیخ شهر و پاکدامان شد

نخورده می اگر عاشق بود بدنام می‌افتد

چه تدبیر است جز تسلیم او را ای هواداران

گذار مرغ زیرک چون به سوی دام می‌افتد

بزن زآن آتش پخته که در جام و سبو داری

گذارت گر به سوی زاهدان خام می‌افتد

به شام هر خم زلف تو شعرایی مجاور شد

اگر شعرا گذارش وقتی اندر شام می‌افتد

به غیر از خاطر دلبر نجوید کام دل عاشق

بلی هر جا هوس پیشه بود خودکام می‌افتد

چرا صوفی نهاده سر به پای جام در مجلس

اگر نه پرتو ساقی چو می در جام می‌افتد

نگویم کز غم عشقت سرا پا همچو نی سوزم

و گر بنویسم آتش در نی اقلام می‌افتد

بنازم آن بت سیمین که چون در کعبه می‌آید

ز بام کعبه بر تعظیم او اصنام می‌افتد

الا ای شاهد غیبی علی ای نور لاریبی

چو آشفته گدایی لایق انعام می‌افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۸مطرب نوا بپرده عشاق ساز کرد
  2. شمارهٔ ۵۳۹یکجهان غم زچه در سینه تنگم جا کرد
  3. شمارهٔ ۵۴۰ای بهشتی گاه حوری گه پری گاهی بشر
  4. شمارهٔ ۵۴۱دارم بسر زباده دوشین بسی خمار
  5. شمارهٔ ۵۴۲خیمه زد لیلی گلی باز به طرف گلزار
  6. شمارهٔ ۵۴۳کمتر بنفشه بوی کن ای غیرت بهار
  7. شمارهٔ ۵۴۴ای بچین سر زلفت دل عشاق اسیر
  8. شمارهٔ ۵۴۵آهوی تو شیر کرده نخجیر
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.