پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۹

ایکه زحی میرسی حالت لیلا چه بود

در حق مجنون چه گفت از که سخن میشنود

بود کرا عزتی پیش سگان درش

در زوفا پاسبان بر رخ که میگشود

در خم چوگان زلف داشت سری یا نداشت

گوی سعادت بگو تا که زمیدان ربود

تخم وفا کاشتم تا بر وصلش خورم

کشته عشاق را تا که در آنجا درود

نور تجلی بطور بود بعین ظهور

دیده ما منتظر جلوه کجا مینمود

ساقی مستان بیا باده صافی بیار

زآینه تا گویمت زنگ چه خواهد زدود

آیت یأسش جواب آمدی اندر خطاب

خواست چو بیند کلیم یار بعین شهود

ساز دلم برشکست ناله زحد گشت پست

چنگی بزمش که بود نغمه که اش میسرود

بود بکام کسان لعل لبش تا سحر

از لب شیرین نمک تا که بزخم که سود

هفت سپهر دگر گشت پدید از دخان

بسکه بر افلاک رفت زآه دل خسته دود

بود سر بازگشت بر سر خاک منش

آیت یحیی العظام هیچ تکلم نمود

خواند سگ خویشتن از کرم آشفته را

نزد رقیبان مرا مرتبه ای میفزود

آینه صیقلی مظهر لیلا علی

باعث ایجاد کون مایه اصل وجود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۱کسی که با سگ کوی تو آشنا نبود
  2. شمارهٔ ۵۳۲شبی گر بوسه زان شیرین دهانم اتفاق افتد
  3. شمارهٔ ۵۳۳تا سپردی بمن از آن خم مو تاری چند
  4. شمارهٔ ۵۳۴دیدی دلا که عهد شباب و طرب نماند
  5. شمارهٔ ۵۳۵بُوَد آیا که ز ما پیر مغان یاد کند؟
  6. شمارهٔ ۵۳۶شعاع آن مه نو چون به طرف بام می‌افتد
  7. شمارهٔ ۵۳۷به خود پیرایه چون آن سرو سیم‌اندام می‌بندد
  8. شمارهٔ ۵۳۸مطرب نوا بپرده عشاق ساز کرد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.