پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۷

ساقیا باده که ایام طربناک آمد

داروئی ده که دوای دل غمناک آمد

جامه ناز تو افتاده مگر در بستان

سرو آن جامه به بر کرده و چالاک آمد

چه شرابست بجام تو که در مستی عشق

زهر در مشرب مستان تو تریاک آمد

صفت از رنگ رخ و بوی تو در باغ شنید

گل که با جامه خونین و دل چاک آمد

لاجرم عشق در آئینه او جلوه گر است

هر که از شایبه و زنگ هوسناک آمد

دیدم آهوی دو چشم تو بچین خم زلف

این چنین صید که دیده که بفتراک آمد

آنچنان رفت بمن زآمدن و رفتن دوست

برق سوزنده که بر خرمن خاشاک آمد

آخر ای عشق کدامی تو و جای تو کجاست

که فزون جاه تو از حیز ادراک آمد

عشق سرمد علی عالی اعلا حیدر

که برتبت وصی صاحب لولاک آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۹می‌فروشان مددی کار ز حد مشکل شد
  2. شمارهٔ ۵۲۰باده صافی شد و گل پرده ز رخسار افکند
  3. شمارهٔ ۵۲۱بعهد عشق کجا شیخ و پارسا ماند
  4. شمارهٔ ۵۲۲بوالهوسان گرد تو غوغا کنند
  5. شمارهٔ ۵۲۳یاد آن نوشین دهانم کام شیرین می‌کند
  6. شمارهٔ ۵۲۴ببزم جلوه گر ار روی ماه من باشد
  7. شمارهٔ ۵۲۵مژده ای دل که اویسی ز قَرَن می‌آید
  8. شمارهٔ ۵۲۶آفرینش را گروهی چار گوهر گفته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.