پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۰

باده صافی شد و گل پرده ز رخسار افکند

بایدت با خم می رخت به گلزار افکند

مصریان گو نشناسید دگر دست و ترنج

کز وفا یوسف ما پرده ز رخسار افکند

لاجرم چاره بیچارگی خویش کند

هرکه خود را به در میکده ناچار افکند

مرغ آزاد چه دیده است ز صیاد که دوش

خویش را در قفس مرغ گرفتار افکند

چون خرامید به گلزار بت سرو قدم

هر کجا سرو سهی بود ز رفتار افکند

در چه حالند مقیمان سراپرده میر

که ز کشفش سر جمعی به سر دار افکند

جلوه‌ای کرد و رخ از خلق به یکبار نهفت

شور در مردم این شهر پریوار افکند

ز تبسم به لب غنچه خموشی آموخت

طوطیان را به شکر خنده و گفتار افکند

حال مستان تو چونست که میْگون لب تو

بی سر و پا همه جا مردم هشیار افکند

چون به بتخانه فرخار شد آن طرفه صنم

هر کجا بود بتی از در و دیوار افکند

آن صنم بود مگر نور علی مظهر حق

کز پی بت شکنی بود به یکبار افکند

بود بارش ز ازل وصف لب شیرینش

که نی خامه آشفته شکربار افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۲بوالهوسان گرد تو غوغا کنند
  2. شمارهٔ ۵۲۳یاد آن نوشین دهانم کام شیرین می‌کند
  3. شمارهٔ ۵۲۴ببزم جلوه گر ار روی ماه من باشد
  4. شمارهٔ ۵۲۵مژده ای دل که اویسی ز قَرَن می‌آید
  5. شمارهٔ ۵۲۶آفرینش را گروهی چار گوهر گفته‌اند
  6. شمارهٔ ۵۲۷عاقل مدار کار به تدبیر می‌نهد
  7. شمارهٔ ۵۲۸عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد
  8. شمارهٔ ۵۲۹ایکه زحی میرسی حالت لیلا چه بود
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.