پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۶

آفرینش را گروهی چار گوهر گفته‌اند

قوم دیگر هفت ابا چار مادر گفته‌اند

عاشقان زین چار بیرون گوهری جسته لطیف

اخترش را برتر از این هفت اختر گفته‌اند

دیگرانش علت غایی شمارند و سبب

اهل حقش مرتبت از این فزون‌تر گفته‌اند

چیست دانی عشق اقدس کز نخستین جلوه‌اش

قدسیان تسبیح و تهلیل مکرر گفته‌اند

تالی عقل نخستین صادر دوم علی

کش یدالله خوانده‌اند او را و حیدر گفته‌اند

غالی اندر حق او جمعی و برخی قالی‌اند

حق به حق او خداوند و پیمبر گفته‌اند

هیچکس نشناخت او را جز خدا و مصطفی

وصف او را این دو بر معیار و در خور گفته‌اند

در میان واجب و ممکن بود ربطی عجب

بهر حقش آینه خوانند و مظهر گفته‌اند

صد هزار آشفته لال اندر مدیح حضرتش

زآنکه مدح او خدا و هم پیمبر گفته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۸عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد
  2. شمارهٔ ۵۲۹ایکه زحی میرسی حالت لیلا چه بود
  3. شمارهٔ ۵۳۰همگی دشمن جان آفت دینند و دلند
  4. شمارهٔ ۵۳۱کسی که با سگ کوی تو آشنا نبود
  5. شمارهٔ ۵۳۲شبی گر بوسه زان شیرین دهانم اتفاق افتد
  6. شمارهٔ ۵۳۳تا سپردی بمن از آن خم مو تاری چند
  7. شمارهٔ ۵۳۴دیدی دلا که عهد شباب و طرب نماند
  8. شمارهٔ ۵۳۵بُوَد آیا که ز ما پیر مغان یاد کند؟
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.