پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

آن دو چشم تو که در زیر دو ابروی خمند

چون دو مستند که پیوسته پی قصد همند

چشم‌هایت ز نگه وآن دو لبان از خنده

آفت خیل عرب فتنهٔ ملک عجمند

شبنم‌آسا برِ خورشید جمالت عدمند

مه و خورشید که در منطقه ثابت‌قدمند

خضر عهدند و جوان بخت و ندیده ظلمات

سبزهایی که به گرد لب نوشت بدمند

صوفیانی که به ذوق تو به وجدند و سماع

فارغ از زمزمهٔ مطرب و از زیر و بمند

آه از آن ترک کمانکش که قدر انداز است

حذر از آن دو خم زلف که پرپیچ و خمند

بی وجود تو مرا زندگی آن سان تنگ است

که برم حسرت از آنان که به خواب عدمند

چه عجب الفت چشمان تو با مرغ دلم

وحشیان هیچ ز دیوانه شنیدی برمند

نه زیاد است به سوداش اگر سر دادم

خوب رویان وفا پیشه ندانی که کمند

پی نبرده به گلستان تو چون آشفته

به عبث بیهده جمعی پی باغ ارمند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸مغبچگان گرد مغان صف زنید
  2. شمارهٔ ۳۹۹تا رود جان از تن ما می‌رود
  3. شمارهٔ ۴۰۰هر که دل در خم آنزلف پریشان دارد
  4. شمارهٔ ۴۰۱گر در حریم عشق کسی محرم اوفتد
  5. شمارهٔ ۴۰۲زجانان ناگزیر است آنکه را در جسم جان باشد
  6. شمارهٔ ۴۰۳مستان تو از جام ازل باده خورانند
  7. شمارهٔ ۴۰۴تا بکی راز غم عشق تو ناگفته بود
  8. شمارهٔ ۴۰۵روزگاری‌ست که افلاک به کین می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.