پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۷۷ - غزل جمهوری: غزل اول ماهور

به مردم این همه بیداد شد ز مرکز داد

زدیم تیشه بر این ریشه هرچه بادا باد

ازین اساس غلط این بنای پایه بر آب

نتیجه نیست به تعمیر این خراب‌آباد

همیشه مالکِ این مُلک ملّت است که داد

سند به دست فریدون قباله دست قباد

مگوی کشور جم، جم چکاره بود چه کرد

مگوی ملک کیان کی گرفت کی به که داد

به زور بازوی جمهور بود کز ضحّاک

گرفت داد دل خلق کاوهٔ حدّاد

شکسته بود، گر امروز بود، از صد جای

چو بیستون سر خسرو ز تیشهٔ فرهاد

کنون که می‌رسد از دور رایت جمهور

به زیر سایهٔ آن زندگی مبارک باد

پس از مصیبت قاجار عید جمهوری

یقین بدان بود امروز بهترین اعیاد

خوشم که دست طبیعت گذاشت در دربار

چراغ سلطنت شاه بر دریچهٔ باد

به یک نگاه اروپا بباخت خود را شاه

در این قمار کلان تاج و تخت از کف داد

تو نیز فاتحهٔ سلطنت بخوان عارف

خداش با همه بد فطرتی بیامرزاد

خرابه کشور ما را هر آنکه باعث شد

کزین سپس شود آباد خانه‌اش آباد

به دست جمهور هرکس رئیس جمهور است

همیشه باد در انظار راد مردان راد

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۷۹ - دوخا محمد و عارفابرویش تا رقمِ قتلِ من امضا می‌کرد
  2. شمارهٔ ۸۰ - نمونه‌ای از غزلیات عارف شادروانزان سبو دوش که در میکده ساقی بر دوش
  3. شمارهٔ ۸۱ز عشق آتشِ پرویز آنچنان تیز است
  4. شمارهٔ ۸۲با من این روحِ سبک‌سیر گران‌جانی کرد
  5. شمارهٔ ۸۳داد حُسنت به تو تعلیم خودآرایی را
  6. شمارهٔ ۸۴دل اگر جا به سرِ طُرّهٔ جانان گیرد
  7. شمارهٔ ۸۵ - به آن که گشته نهان در جوال نتوان گفتبه یار شرح دل پرملال نتوان گفت
  8. شمارهٔ ۸۶مدام یک نفسم سینه بی‌خروش نبود
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.