پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۸۲

با من این روحِ سبک‌سیر گران‌جانی کرد

تنم از پای درآورد و رجزخوانی کرد

همچو سهراب مرا رستم غم کشت و سپس

چاک زد سینه و اظهار پشیمانی کرد

غم به ویرانهٔ دل کرد همان کار که‌اش

موکب شاهی با کلبهٔ دهقانی کرد

آنچنان کز غرض شخصی ویران وطنی است

زندگی با من یک عمر غرض‌رانی کرد

حسّ من با من آن کرد که عالم دانند

مخبرالسلطنه با روح خیابانی کرد

ز محیط از چه کنم شکوه به هرجا که غمی

بود آورد دودستی به من ارزانی کرد

زورق راحت و آسایش و آرامش من

مرکز خائن و بی‌عاطفه طوفانی کرد

اجنبی‌پروری و روح خیانتکاری

چه بگویم که چه با کشور ساسانی کرد

داغدار است دل از دست ریاکاریِ شیخ

بس سیه‌کاری کین داغ به پیشانی کرد

قدرنشناسیِ یک ملّتم این آخرِ عمر

به در از شهر چو درویشِ بیابانی کرد

پرتو نور تجدد ز خیابان جدید

روح امثال خیابانی نورانی کرد

عارف از جاده راست قدم کج ننهاد

رفت و بس شکر که از باعث این بانی کرد

پیشرفت آنچه در این صفحه امیر لشکر

کرد از پرتو اقبال رضاخانی کرد

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۸۴دل اگر جا به سرِ طُرّهٔ جانان گیرد
  2. شمارهٔ ۸۵ - به آن که گشته نهان در جوال نتوان گفتبه یار شرح دل پرملال نتوان گفت
  3. شمارهٔ ۸۶مدام یک نفسم سینه بی‌خروش نبود
  4. شمارهٔ ۸۷ - در موقع توقیف روزنامه ناهید که به جای آن ستاره صبح منتشر شده استتو ای ستارهٔ صبح وصال و روز امید
  5. شمارهٔ ۸۸ - دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتابدیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب
  6. شمارهٔ ۸۹آتش الهی آنکه بیفتد میان دل
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.