پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۸۸ - دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب

دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب

شُستم ز سیلِ اشک من از دیده نقشِ خواب

تا صبحدم که جیب افق چاک زد شفق

صد رنگ ریخت دل به خیال رُخَت بر آب

بنشسته‌ام میانهٔ سیلابِ خون که گر

بینی گمان بری که حبابی است روی آب

شد مست دل ز غمزه‌ات آن سان که مستی‌اش

افزون بُوَد ز نشئهٔ یک خُم شرابِ ناب

چشمت به زیرچشمی با یک اشاره کرد

در هر کجا دلی است طرفدار انقلاب

محروم شد ز روی تو زاهد، همیشه باد

محروم ز آستین خطا دامن صواب

با خانهٔ خرابهٔ دل آنچه را که کرد

چشمت، به کعبه آن نکند پیرو وهاب

افتاد طُرّه بر سر مژگانت آگه است

گنجشک اوفتاده به سرپنجهٔ عقاب

از مهوشان شفق چو تو را انتخاب کرد

تبریک گفت عارف از این حُسنِ انتخاب

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.