پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۸۷ - در موقع توقیف روزنامه ناهید که به جای آن ستاره صبح منتشر شده است

تو ای ستارهٔ صبح وصال و روز امید

طلوع کن که چو شب تیره‌بخت شد ناهید

بکش به رشتهٔ تحریر نظم و نثر سخن

ز بحر فکر گهرخیز همچو مروارید

چو آبگینهٔ اسکندری و جام جمی

که هرکه نقش بد و خوب در تو خواهد دید

تو همچنان ورق گل به دست باد صبا

به هر دیار پراکنده شو چو پیک و برید

بگو که نامهٔ ناهید را تبهکاران

سبب شدند که شیرازه‌اش ز هم پاشید

ز شادی و غم ایام زین مکن دلخوش

که ابر طرف چمن گریه کرد و گل خندید

مگوی نوبت او درگذشت، نوبت ماست

که این شتر به در خانه خواهدت خوابید

من از روز بد اندیشه نیست، نی شاید

ستیزه با بد، باید ز روز خوش ترسید

به سد یأجوج ار روزنامه بنویسی

در این محیط نخواهی مصون شد از تنقید

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۸۹آتش الهی آنکه بیفتد میان دل
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.