پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۷۶ - باز یاد از کلنل محمد تقی خان

برای اینکه مگر از تو دل نشان گیرد

ز هر کنار گریبان این و آن گیرد

اگرچه راه به سوی تو کاروان را نیست

دل از هوس چو جرس راه کاروان گیرد

کجاست چون تو کز اشراف شهر تا برسد

به شیخ و مرشد و جن‌گیر و روضه‌خوان گیرد

وکیل و لیدر و سر دسته دزد در یک روز

گرفته، داد ز دل‌های ناتوان گیرد

چو اوفتاد به دست تو جان خصم امان

چه شد که دادی امان، تا دوباره جان گیرد

چو ارتجاع لگدکوب و پایمال تو شد

بدان که پای بگیرد اگر جهان گیرد

به فکر کهنه خیال کهن دوامی نیست

دوام ملک ز فکر نو و جوان گیرد

ضیای دیدهٔ روشندلان تویی و حسود

چو موش کور ز خود کی توان عنان گیرد

چه غم ز هرزه‌درایی و لابه‌گویی، از آن

که سگ سکوت ز یک مشت استخوان گیرد

زمام ملک چرا گیرد آنکه می‌زیبد

که میل سرمه و سرخاب و سرمه‌دان گیرد

نه فاسق است در ایران ریاست وزرا

که او به تجربه سرمشق از زنان گیرد

به قرن بیست زن مرد کش، سپس نباش

بروزن! آتش ننگت به دودمان گیرد

قوام سلطنت این دور دور توست بکن!

که انتقام از این دور آسمان گیرد

پس از شهادت کلنل گمان مبر عارف

سکون گرفته و در یک مقر مکان گیرد

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۷۸ - غزل جمهوری: غزل دوم بیات ترکسوی بلبل دَمِ گل بادِ صبا خواهد برد
  2. شمارهٔ ۷۹ - دوخا محمد و عارفابرویش تا رقمِ قتلِ من امضا می‌کرد
  3. شمارهٔ ۸۰ - نمونه‌ای از غزلیات عارف شادروانزان سبو دوش که در میکده ساقی بر دوش
  4. شمارهٔ ۸۱ز عشق آتشِ پرویز آنچنان تیز است
  5. شمارهٔ ۸۲با من این روحِ سبک‌سیر گران‌جانی کرد
  6. شمارهٔ ۸۳داد حُسنت به تو تعلیم خودآرایی را
  7. شمارهٔ ۸۴دل اگر جا به سرِ طُرّهٔ جانان گیرد
  8. شمارهٔ ۸۵ - به آن که گشته نهان در جوال نتوان گفتبه یار شرح دل پرملال نتوان گفت
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.