پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۸۰ - نمونه‌ای از غزلیات عارف شادروان

زان سبو دوش که در میکده ساقی بر دوش

داشت جامی زدم، امشب خوشم از نشئهٔ دوش

از بناگوش تو با برگ گلم حرفی رفت

که خود آن حرف به گوش تو رسد گوش به گوش

می‌گذارم قدم ناز تو را بر سر و چشم

بار دوش سر دوشت کشم از دوش به دوش

همچو مرغ قفس از دام گرفتاری رست

تا که زلف سیهت زد به دلم چون قره‌قوش

چند در پرده و بی‌پرده بری دل یک بار

یا که از رخ بفکن برقع و یا چهره بپوش

چشم مست تو شکیباییِ هشیاران برد

این سیه‌مست ندانم که کی آید سر هوش

دور و نزدیک نمی‌ماند به جا خشک و تری

آتش دل اگر از دیده نمی‌گشت خموش

چاک کن پیرهن از پنجه ز ناخن بخراش

سینه‌ای را که ز جوش تو بیفتد ز خروش

گر جهان تنگ گرفته است به من سخت مگیر

که به خود باز بُوَد جای تو در هر آغوش

جامهٔ خانه‌به‌دوشی نبرازد به کسی

این قبا دوخته شد بهر منِ خانه‌به‌دوش

دیدمش غرق خرافات گذشت از من شیخ

کفر می‌ریخت به موی تو قسم از سر و روش

عارف از تعزیه‌گردانیِ گردون این بس

شهریار غزل او گشت و تو گشتی خزپوش

حکمیت ز دو کس خواسته در این دو غزل

او ز شیدوش من از حضرت عیسی سروش

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۸۲با من این روحِ سبک‌سیر گران‌جانی کرد
  2. شمارهٔ ۸۳داد حُسنت به تو تعلیم خودآرایی را
  3. شمارهٔ ۸۴دل اگر جا به سرِ طُرّهٔ جانان گیرد
  4. شمارهٔ ۸۵ - به آن که گشته نهان در جوال نتوان گفتبه یار شرح دل پرملال نتوان گفت
  5. شمارهٔ ۸۶مدام یک نفسم سینه بی‌خروش نبود
  6. شمارهٔ ۸۷ - در موقع توقیف روزنامه ناهید که به جای آن ستاره صبح منتشر شده استتو ای ستارهٔ صبح وصال و روز امید
  7. شمارهٔ ۸۸ - دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتابدیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب
  8. شمارهٔ ۸۹آتش الهی آنکه بیفتد میان دل
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.