پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷

هر کرا با تو کار درگیرد

بهره از روزگار برگیرد

به سخن لب ز هم چو بگشایی

همه روی زمین شکر گیرد

چون زند غمزه چشم غمازت

دو جهان را به یک نظر گیرد

چشم تو آهویی است بس نادر

که همه صید شیر نر گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹نه دل کم عشق یار می‌گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۹۰دل راه صلاح برنمی‌گیرد
  3. غزل شمارهٔ ۹۱نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزد
  4. غزل شمارهٔ ۹۲جانا دهان تنگت صد تنگ شکر ارزد
  5. غزل شمارهٔ ۹۳درد تو صدهزار جان ارزد
  6. غزل شمارهٔ ۹۴از وصل تو آتش جگر خیزد
  7. غزل شمارهٔ ۹۵چون کسی نیست که از عشق تو فریاد رسد
  8. غزل شمارهٔ ۹۶دست در وصل یار می‌نرسد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.