پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰

دل راه صلاح برنمی‌گیرد

کردم همه حیله درنمی‌گیرد

معشوقه دگر گرفت و دیگر شد

دل هرچه کند دگر نمی‌گیرد

الحق نه دروغ راست باید گفت

معذور بود اگر نمی‌گیرد

من تختهٔ عاشقی ز سر گیرم

هرچند که او ز سر نمی‌گیرد

دادم دو جهان به باد در عشقش

ما را به دو حبه برنمی‌گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲جانا دهان تنگت صد تنگ شکر ارزد
  2. غزل شمارهٔ ۹۳درد تو صدهزار جان ارزد
  3. غزل شمارهٔ ۹۴از وصل تو آتش جگر خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۹۵چون کسی نیست که از عشق تو فریاد رسد
  5. غزل شمارهٔ ۹۶دست در وصل یار می‌نرسد
  6. غزل شمارهٔ ۹۷دردم فزود و دست به درمان نمی‌رسد
  7. غزل شمارهٔ ۹۸هرچه با من کنی روا باشد
  8. غزل شمارهٔ ۹۹نه چو شیرین لبت شکر باشد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.