پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲

جانا دهان تنگت صد تنگ شکر ارزد

اندام سیم رنگت خروار‌ها زر ارزد

هرچند دلربایی زلفت به جان خریدم

که‌آواز مرغ جانان شاخ صنوبر ارزد

با عاشقان کویت لافی زنیم گه گه

آن دل کجاست ما را که‌اندوه دلبر ارزد

از عشق روی خوبت آب آورم ز دیده

کشت بهشت خرم کاریز کوثر ارزد

گویید ملک سنجر از قاف تا به قافست

بوسی از آن لب تر صد ملک سنجر ارزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴از وصل تو آتش جگر خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۹۵چون کسی نیست که از عشق تو فریاد رسد
  3. غزل شمارهٔ ۹۶دست در وصل یار می‌نرسد
  4. غزل شمارهٔ ۹۷دردم فزود و دست به درمان نمی‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۹۸هرچه با من کنی روا باشد
  6. غزل شمارهٔ ۹۹نه چو شیرین لبت شکر باشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰رنگ عاشق چو زعفران باشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱ترا کز نیکوان یاری نباشد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.