پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰

رنگ عاشق چو زعفران باشد

هرکه عاشق بود چنان باشد

روی فارغ‌دلان به رنگ بود

رنگ غافل چو ارغوان باشد

قاصد عشق او ز ره چو رسید

کمترین پایمرد جان باشد

عشق چون در حدیث وعده شود

عدت جان خان و مان باشد

یعلم‌الله که گرد موکب عشق

گر به جانست رایگان باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲مرا گر چون تو دلداری نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳بی‌عشق توام به سر نخواهد شد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴حسن تو بر ماه لشکر می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵بدرودِ شب دوش که چون ماه برآمد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶زلفت چو به دلبری درآمد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷مرا تاثیر عشقت بر دل آمد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸با روی دِلَفروزت سامان بنمی‌ماند
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹جانا دلم از غمت به جان آمد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.