پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹

نه چو شیرین لبت شکر باشد

نه چو روشن رخت قمر باشد

با سخنهای تلخ چون زهرت

عیش من خوشتر از شکر باشد

تو به زر مایلی و نیست عجب

میل خوبان همه به زر باشد

کار عاشق به سیم گردد راست

عشق بی‌سیم دردسر باشد

دایم از نیستی عشق توام

هر دو لب خشک و دیده تر باشد

در فراق تو عاشقان ترا

همه شبهای بی‌سحر باشد

عشق و افلاس در مسلمانی

صد ره از کافری بتر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱ترا کز نیکوان یاری نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲مرا گر چون تو دلداری نباشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۳بی‌عشق توام به سر نخواهد شد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴حسن تو بر ماه لشکر می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵بدرودِ شب دوش که چون ماه برآمد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۶زلفت چو به دلبری درآمد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷مرا تاثیر عشقت بر دل آمد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸با روی دِلَفروزت سامان بنمی‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.