پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱

نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزد

نه خمر هوای تو خمار ارزد

هم طبع زمانه‌ای که نشکفته است

کس را ز تو هیچ گل که خار ارزد

بر باد تو داد روزگارم دل

وان چیست ترا که روزگار ارزد

منصوبه منه که با دغای تو

حقا که اگر نه شش چهار ارزد

گویی به هزار جان دهم بوسی

زیرا که یکی به صد هزار ارزد

وانجا که کناری اندر افزایی

صد ملک زمانه یک کنار ارزد

برگیر شمار حسن خویش آخر

تا بوس و کنار بر شمار ارزد

گویی که به صد چو انوری ارزم

آری شبه در شاهوار ارزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳درد تو صدهزار جان ارزد
  2. غزل شمارهٔ ۹۴از وصل تو آتش جگر خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۹۵چون کسی نیست که از عشق تو فریاد رسد
  4. غزل شمارهٔ ۹۶دست در وصل یار می‌نرسد
  5. غزل شمارهٔ ۹۷دردم فزود و دست به درمان نمی‌رسد
  6. غزل شمارهٔ ۹۸هرچه با من کنی روا باشد
  7. غزل شمارهٔ ۹۹نه چو شیرین لبت شکر باشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰رنگ عاشق چو زعفران باشد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.