پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶

دست در وصل یار می‌نرسد

جز غمم زان نگار می‌نرسد

عشق را گرچه آستانه بسیست

هیچ در انتظار می‌نرسد

از شمار وصال دوست مرا

جز غم بی‌شمار می‌نرسد

در غم هجر صبر من برسید

دل به مقصود کار می‌نرسد

چند در انتظار خواهی ماند

خبر وصل یار می‌نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸هرچه با من کنی روا باشد
  2. غزل شمارهٔ ۹۹نه چو شیرین لبت شکر باشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰رنگ عاشق چو زعفران باشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱ترا کز نیکوان یاری نباشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲مرا گر چون تو دلداری نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳بی‌عشق توام به سر نخواهد شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴حسن تو بر ماه لشکر می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵بدرودِ شب دوش که چون ماه برآمد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.