پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

حسنش از رخ چو پرده برگیرد

ماه واخجلتاه درگیرد

چون غم او درآید از در دل

صبر بیچاره راه برگیرد

شاهد جانم و دلم غم اوست

کین به پا آرد آن ز سر گیرد

عشق عمرم ببرد و عشوه بداد

تا ببینی که سر به سر گیرد

دل همی گویدم به باقی عمر

بوسه‌ای خواه بو که درگیرد

صد غم از عشق او فزون دارد

انوری گر شمار برگیرد

گر دهد بوسه‌ای وگر ندهد

اندر آن صد غم دگر گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸مرا صورت نمی‌بندد که دل یاری دگر گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۸۹نه دل کم عشق یار می‌گیرد
  3. غزل شمارهٔ ۹۰دل راه صلاح برنمی‌گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۹۱نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزد
  5. غزل شمارهٔ ۹۲جانا دهان تنگت صد تنگ شکر ارزد
  6. غزل شمارهٔ ۹۳درد تو صدهزار جان ارزد
  7. غزل شمارهٔ ۹۴از وصل تو آتش جگر خیزد
  8. غزل شمارهٔ ۹۵چون کسی نیست که از عشق تو فریاد رسد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.