پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴

جمالش از جهان غوغا برآورد

مه از تشویر واویلا برآورد

چو دل دادم بدو، جان خواست از من

چو گفتم «بوسه‌ای»، صفرا برآورد

ز بی‌آبی و شوخی در زمانه

هزاران فتنه و غوغا برآورد

غم و تیمار عشقش عاشقان را

هم از دین و هم از دنیا برآورد

ندیدم از وصالش هیچ شادی

فراق او دمار از ما برآورد

همه توقیع‌ها را کرد باطل

لبش از مُشک چون طغری برآورد

همی ساز انوری با درد عشقش

که خلق از عشق او آوا برآورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶حسنش از رخ چو پرده برگیرد
  2. غزل شمارهٔ ۸۷هر کرا با تو کار درگیرد
  3. غزل شمارهٔ ۸۸مرا صورت نمی‌بندد که دل یاری دگر گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۸۹نه دل کم عشق یار می‌گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۹۰دل راه صلاح برنمی‌گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۹۱نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزد
  7. غزل شمارهٔ ۹۲جانا دهان تنگت صد تنگ شکر ارزد
  8. غزل شمارهٔ ۹۳درد تو صدهزار جان ارزد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.