پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵

از بس که کشیدم از تو بیداد

از دست تو آمدم به فریاد

فریاد از آن کنم که آمد

بر من ز تو ای نگار بیداد

داد از دل پر طمع چه دارم

بر خیره چرا کنم سر از داد

مردی چه طلب کنم ز آتش

نرمی چه طلب کنم ز پولاد

شادی ز دل منست غمگین

در عشق تو ای بت پری‌زاد

هرگز دل من مباد بی‌غم

گر تو به غم دل منی شاد

من جان و جهان به باد دادم

ای جان جهان ترا بقا باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷هرکس که ز حال من خبر یابد
  2. غزل شمارهٔ ۵۸جان ز رازت خبر نمی‌یابد
  3. غزل شمارهٔ ۵۹در دور تو کم کسی امان یابد
  4. غزل شمارهٔ ۶۰حسنت اندر جهان نمی‌گنجد
  5. غزل شمارهٔ ۶۱یار گرد وفا نمی‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۶۲عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد
  7. غزل شمارهٔ ۶۳یار دل در میان نمی‌آرد
  8. غزل شمارهٔ ۶۴عشق هر محنتی به روی آرد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.