پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹

در دور تو کم کسی امان یابد

در عشق تو کم دلی زبان یابد

خود نیز نشان نمی‌توان دادن

زان‌کس که ز تو همی نشان یابد

وصل تو اگر به جان بیابد دل

انصاف بده که رایگان یابد

تنها تو همه جهانی و آن کس

کو یافت ترا همه جهان یابد

در آینه گر جمال بنمایی

از نور رخت خیال جان یابد

ور سایهٔ تو بر آفتاب افتد

منشور جمال جاودان یابد

از روز عیان‌تری و جوینده

از راز دلت همی نهان یابد

روی تو که دل نیاردش دیدن

دیده که بود که روی آن یابد

نشگفت که در زمین تویی چون تو

ماهی تو و مه بر آسمان یابد

زین قرن قرین تو کی آید کس

تا چون تو یکی به صد قران یابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱یار گرد وفا نمی‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۶۲عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد
  3. غزل شمارهٔ ۶۳یار دل در میان نمی‌آرد
  4. غزل شمارهٔ ۶۴عشق هر محنتی به روی آرد
  5. غزل شمارهٔ ۶۵زلف تو تکیه بر قمر دارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۶تا ماه‌رویم از من رخ در حجیب دارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۷مرا تا کی فلک رنجور دارد
  8. غزل شمارهٔ ۶۸با قد تو قد سرو خم دارد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.