پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱

یار گرد وفا نمی‌گردد

حاجتی زو روا نمی‌گردد

ما به گرد درش همی گردیم

گرچه او گرد ما نمی‌گردد

یک زمان صحبت جدایی یار

از بر ما جدا نمی‌گردد

هیچ شب نیست تا ز خون جگر

بر سرم آسیا نمی‌گردد

مبتلاام به عشق و کیست که او

به غمش مبتلا نمی‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳یار دل در میان نمی‌آرد
  2. غزل شمارهٔ ۶۴عشق هر محنتی به روی آرد
  3. غزل شمارهٔ ۶۵زلف تو تکیه بر قمر دارد
  4. غزل شمارهٔ ۶۶تا ماه‌رویم از من رخ در حجیب دارد
  5. غزل شمارهٔ ۶۷مرا تا کی فلک رنجور دارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۸با قد تو قد سرو خم دارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۹جان نقش رخ تو بر نگین دارد
  8. غزل شمارهٔ ۷۰یار با هرکسی سری دارد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.