پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷

مرا تا کی فلک رنجور دارد

ز روی دلبرم مهجور دارد

به یک باده که با معشوق خوردم

همه عمرم در آن مخمور دارد

ندانم تا فلک را زین غرض چیست

که بی‌جرمی مرا رنجور دارد

دو دست خود به خون دل گشادست

مگر بر خون من منشور دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹جان نقش رخ تو بر نگین دارد
  2. غزل شمارهٔ ۷۰یار با هرکسی سری دارد
  3. غزل شمارهٔ ۷۱دلبر هنوز ما را از خود نمی‌شمارد
  4. غزل شمارهٔ ۷۲تا کار مرا وصل تو تیمار ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۷۳به بیل عشق تو دل گل ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۷۴دلم را انده جان می‌ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۷۵آرزوی روی تو جانم ببرد
  8. غزل شمارهٔ ۷۶بدیدم جهان را نوایی ندارد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.