پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶

تا ماه‌رویم از من رخ در حجیب دارد

نه دیده خواب یابد نه دل شکیب دارد

هم دست کامرانی دل از عنان گسسته

هم پای زندگانی جان در رکیب دارد

پندار درد گشتم گویی که در دو عالم

هرجا که هست دردی با من حسیب دارد

بفریفت آن شکر لب ما را به عشوه آری

بس عشوه‌های شیرین کان دلفریب دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸با قد تو قد سرو خم دارد
  2. غزل شمارهٔ ۶۹جان نقش رخ تو بر نگین دارد
  3. غزل شمارهٔ ۷۰یار با هرکسی سری دارد
  4. غزل شمارهٔ ۷۱دلبر هنوز ما را از خود نمی‌شمارد
  5. غزل شمارهٔ ۷۲تا کار مرا وصل تو تیمار ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۷۳به بیل عشق تو دل گل ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۷۴دلم را انده جان می‌ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۷۵آرزوی روی تو جانم ببرد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.