پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲

عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد

هر دو جهانش به زیر پای درآرد

عقل که در کوی روزگار نپاید

بر سر کوی تو عمرها به‌سر آرد

صبر که ساکن‌ترین عالم عشق است

زلف تو هر ساعتش به رقص درآرد

با توبه بیشئی صبر درنتوان بست

زانکه به یک روزه غم شکم ز بر آرد

بوی تو باد ار شبی برد به طوافی

جملهٔ عشاق را ز خاک برآرد

گفتم یارب چه عیشها کنمی من

گر ز وصال توام کسی خبر آرد

هجر ترا زین حدیث خنده برافتاد

گفت که آری چنین بود اگر آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴عشق هر محنتی به روی آرد
  2. غزل شمارهٔ ۶۵زلف تو تکیه بر قمر دارد
  3. غزل شمارهٔ ۶۶تا ماه‌رویم از من رخ در حجیب دارد
  4. غزل شمارهٔ ۶۷مرا تا کی فلک رنجور دارد
  5. غزل شمارهٔ ۶۸با قد تو قد سرو خم دارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۹جان نقش رخ تو بر نگین دارد
  7. غزل شمارهٔ ۷۰یار با هرکسی سری دارد
  8. غزل شمارهٔ ۷۱دلبر هنوز ما را از خود نمی‌شمارد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.