پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸

جان ز رازت خبر نمی‌یابد

عقل خوی تو درنمی‌یابد

چون تو بازارگان ترکستان

می‌نیارد مگر نمی‌یابد

وصل چون دارم از تو چشم که چشم

بر خیالت ظفر نمی‌یابد

گشت قانع به پاسخ تو دلم

وز لبت این قدر نمی‌یابد

غم عشق تو با دلم خو کرد

گویی از من گذر نمی‌یابد

آری این جور و ظلم با که کند

چون ز من سخره‌تر نمی‌یابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰حسنت اندر جهان نمی‌گنجد
  2. غزل شمارهٔ ۶۱یار گرد وفا نمی‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۶۲عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد
  4. غزل شمارهٔ ۶۳یار دل در میان نمی‌آرد
  5. غزل شمارهٔ ۶۴عشق هر محنتی به روی آرد
  6. غزل شمارهٔ ۶۵زلف تو تکیه بر قمر دارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۶تا ماه‌رویم از من رخ در حجیب دارد
  8. غزل شمارهٔ ۶۷مرا تا کی فلک رنجور دارد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.