پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷

هرکس که ز حال من خبر یابد

بدعهدی تو به جمله دریابد

بر من غم تو کمین همی سازد

جانم شده گیر اگر ظفر یابد

عشقت به بهانه‌ای دلم بستد

ترسم که بهانهٔ دگر یابد

خواهم که دمی برآورم با تو

بی‌آنکه زمانه زان خبر یابد

دی بنده به دل خرید وصل تو

امروز به جان خرد اگر یابد

زان می‌ترسم که هر متاعی را

چون نرخ گران شود بتر یابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹در دور تو کم کسی امان یابد
  2. غزل شمارهٔ ۶۰حسنت اندر جهان نمی‌گنجد
  3. غزل شمارهٔ ۶۱یار گرد وفا نمی‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۶۲عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد
  5. غزل شمارهٔ ۶۳یار دل در میان نمی‌آرد
  6. غزل شمارهٔ ۶۴عشق هر محنتی به روی آرد
  7. غزل شمارهٔ ۶۵زلف تو تکیه بر قمر دارد
  8. غزل شمارهٔ ۶۶تا ماه‌رویم از من رخ در حجیب دارد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.