پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴

سخت خوشی چشم بدت دورباد

سال و مه و روز و شبت سور باد

بندهٔ زلفین تو شد غالیه

خاک کف پای تو کافور باد

خادم و فراش تو رضوان سزد

چاکر و دربان درت حور باد

عاشق محنت‌زده چون هست شاد

حاسد خرم شده مهجور باد

وصل تو بادا همه نزدیک ما

هجر تو جاوید ز ما دور باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶مرا با دلبری کاری بیفتاد
  2. غزل شمارهٔ ۵۷هرکس که ز حال من خبر یابد
  3. غزل شمارهٔ ۵۸جان ز رازت خبر نمی‌یابد
  4. غزل شمارهٔ ۵۹در دور تو کم کسی امان یابد
  5. غزل شمارهٔ ۶۰حسنت اندر جهان نمی‌گنجد
  6. غزل شمارهٔ ۶۱یار گرد وفا نمی‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۶۲عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد
  8. غزل شمارهٔ ۶۳یار دل در میان نمی‌آرد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.