پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳

یار ما را به هیچ برنگرفت

وانچه گفتیم هیچ درنگرفت

پردهٔ ما دریده گشت و هنوز

پرده از روی کار برنگرفت

درنیامد ز راه دیده به دل

تا دل از راه سینه برنگرفت

خدمت ما به جز هبا نشمرد

صحبت ما به جز هدر نگرفت

جز وفا سیرت دلم نگذاشت

جز جفا عادتی دگر نگرفت

هیچ روزی مرا به سر نامد

که دلم عشق او ز سر نگرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵از بس که کشیدم از تو بیداد
  2. غزل شمارهٔ ۵۶مرا با دلبری کاری بیفتاد
  3. غزل شمارهٔ ۵۷هرکس که ز حال من خبر یابد
  4. غزل شمارهٔ ۵۸جان ز رازت خبر نمی‌یابد
  5. غزل شمارهٔ ۵۹در دور تو کم کسی امان یابد
  6. غزل شمارهٔ ۶۰حسنت اندر جهان نمی‌گنجد
  7. غزل شمارهٔ ۶۱یار گرد وفا نمی‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۶۲عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.