پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲

رایت حسن تو از مه برگذشت

با من این جور تو از حد درگذشت

آتش هجر توام خوش خوش بسوخت

آب اندوه توام از سر گذشت

نگذرد بر هیچ کس از عاشقان

آنچ دوش از عشق بر چاکر گذشت

گریهٔ من شور در عالم فکند

نالهٔ من از فلک برتر گذشت

دوش باز آمد خیالت پیش من

حال من چون دید از من درگذشت

دیده‌ام در پای او گوهر فشاند

تا چو می‌بگذشت بر گوهر گذشت

درگذشت اشک من از یاقوت سرخ

گرچه در زردی رخم از زر گذشت

پایهٔ حسنت به هر شهری رسید

لشکر عشقت به هر کشور گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴سخت خوشی چشم بدت دورباد
  2. غزل شمارهٔ ۵۵از بس که کشیدم از تو بیداد
  3. غزل شمارهٔ ۵۶مرا با دلبری کاری بیفتاد
  4. غزل شمارهٔ ۵۷هرکس که ز حال من خبر یابد
  5. غزل شمارهٔ ۵۸جان ز رازت خبر نمی‌یابد
  6. غزل شمارهٔ ۵۹در دور تو کم کسی امان یابد
  7. غزل شمارهٔ ۶۰حسنت اندر جهان نمی‌گنجد
  8. غزل شمارهٔ ۶۱یار گرد وفا نمی‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.