پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱

باز کی گیرم اندر آغوشت

کی بیارم به دست چون دوشت

هرگز آیا به خواب خواهم دید

یک شبی دیگر اندر آغوشت

تا بدیدم به زیر حلقهٔ زلف

حلقهٔ گوش بر بناگوشت

گشت یکبارگی دل ریشم

حلقهٔ گوش حلقه در گوشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳یار ما را به هیچ برنگرفت
  2. غزل شمارهٔ ۵۴سخت خوشی چشم بدت دورباد
  3. غزل شمارهٔ ۵۵از بس که کشیدم از تو بیداد
  4. غزل شمارهٔ ۵۶مرا با دلبری کاری بیفتاد
  5. غزل شمارهٔ ۵۷هرکس که ز حال من خبر یابد
  6. غزل شمارهٔ ۵۸جان ز رازت خبر نمی‌یابد
  7. غزل شمارهٔ ۵۹در دور تو کم کسی امان یابد
  8. غزل شمارهٔ ۶۰حسنت اندر جهان نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.