پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹

بی‌مهر جمال تو دلی نیست

بی‌مهر هوای تو گلی نیست

بگذشت زمانه وز تو کس را

جز عمر گذشته حاصلی نیست

تا از چه گلی که از تو خالی

در عالم آب و گل دلی نیست

در دائرهٔ جهان محدث

چون حادثهٔ تو مشکلی نیست

در تو که رسد که در ره تو

جز منزل عجز منزلی نیست

در بحر تحیر تو پایاب

کی سود کند که ساحلی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱باز کی گیرم اندر آغوشت
  2. غزل شمارهٔ ۵۲رایت حسن تو از مه برگذشت
  3. غزل شمارهٔ ۵۳یار ما را به هیچ برنگرفت
  4. غزل شمارهٔ ۵۴سخت خوشی چشم بدت دورباد
  5. غزل شمارهٔ ۵۵از بس که کشیدم از تو بیداد
  6. غزل شمارهٔ ۵۶مرا با دلبری کاری بیفتاد
  7. غزل شمارهٔ ۵۷هرکس که ز حال من خبر یابد
  8. غزل شمارهٔ ۵۸جان ز رازت خبر نمی‌یابد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.