پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴

روی برگشتنم از روی تو نیست

که جهانم به یکی موی تو نیست

زان ز روی تو نگردانم روی

که به جز روی تو چون روی تو نیست

هیچ شب نیست که اندر طلبت

بسترم خاک سر کوی تو نیست

هیچ دم نیست که بر جان و دلم

داغی از طعنهٔ بدگوی تو نیست

نیست با این همه آزرم ازو

زانکه بی تعبیهٔ بوی تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶عشق تو بی‌روی تو درد دلیست
  2. غزل شمارهٔ ۴۷در همه مملکت مرا جانیست
  3. غزل شمارهٔ ۴۸مکن ای دل که عشق کار تو نیست
  4. غزل شمارهٔ ۴۹بی‌مهر جمال تو دلی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۵۰یار با من چون سر یاری نداشت
  6. غزل شمارهٔ ۵۱باز کی گیرم اندر آغوشت
  7. غزل شمارهٔ ۵۲رایت حسن تو از مه برگذشت
  8. غزل شمارهٔ ۵۳یار ما را به هیچ برنگرفت
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.