پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲

ماه چون چهرهٔ زیبای تو نیست

مشک چون زلف گل‌آرای تو نیست

کس ندیدست رخ خوب ترا

که چو من بنده و مولای تو نیست

کردم از دیده و دل جای ترا

گرچه از دیده و جان جای تو نیست

چه دهی وعدهٔ فردا که مرا

دل این وعدهٔ فردای تو نیست

سینهٔ کس نشناسم به جهان

که در آن سینه تقاضای تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴روی برگشتنم از روی تو نیست
  2. غزل شمارهٔ ۴۵جانا دلم از خال سیاه تو به حالیست
  3. غزل شمارهٔ ۴۶عشق تو بی‌روی تو درد دلیست
  4. غزل شمارهٔ ۴۷در همه مملکت مرا جانیست
  5. غزل شمارهٔ ۴۸مکن ای دل که عشق کار تو نیست
  6. غزل شمارهٔ ۴۹بی‌مهر جمال تو دلی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۵۰یار با من چون سر یاری نداشت
  8. غزل شمارهٔ ۵۱باز کی گیرم اندر آغوشت
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.