پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸

عشق تو دل را نکو پیرایه‌ایست

دیده را دیدار تو سرمایه‌ایست

تیر مژگان ترا خون ریختن

در طریق عشق کمتر پایه‌ایست

از وفا فرزند اندوه ترا

دل ز مادر مهربانتر دایه‌ایست

بنده گشت از بهر تو دل دیده را

گرچه دل را دیده بد همسایه‌ایست

زان مرا وصلت به دست هجر داد

کز پی هر آفتابی سایه‌ایست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیست
  2. غزل شمارهٔ ۴۱دل بی‌تو به صدهزار زاریست
  3. غزل شمارهٔ ۴۲ماه چون چهرهٔ زیبای تو نیست
  4. غزل شمارهٔ ۴۳از تو بریدن صنما روی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۴۴روی برگشتنم از روی تو نیست
  6. غزل شمارهٔ ۴۵جانا دلم از خال سیاه تو به حالیست
  7. غزل شمارهٔ ۴۶عشق تو بی‌روی تو درد دلیست
  8. غزل شمارهٔ ۴۷در همه مملکت مرا جانیست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.