پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۷

مرا وقتی خوشست امروز و حالی

قدحها پر کنید و حجره خالی

که داند تا چه خواهد بود فردا

بزن رود و بیاور باده حالی

رهی دلسوزتر از روز هجران

میی خوشتر ز شبهای وصالی

ز طبع خود نخواهد گشت گردون

اگر زو شکر گویی یا بنالی

قدح بر دست من نه تا بنوشم

به یاد مجد دین زین‌المعالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۹گر من اندر عشقِ تو جز درد یاری دارمی
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۰یک زمان از غم نیاسایم همی
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۱بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانی
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲آگه نه‌ای ز حالم ای جان و زندگانی
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳بنامیزد به چشم من چنانی
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۴ای غایت عیش این جهانی
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۵گرد ماه از مشک خرمن می‌زنی
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۶دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بی‌معنی
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.