پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

معشوقه به رنگ روزگارست

با گردش روزگار یارست

برگشت چو روزگار و آن نیز

نوعی ز جفای روزگارست

بس بوالعجب و بهانه‌جوی‌ست

بس کینه‌کش و ستیزه‌کارست

این محتشمی‌ست با بزرگی

گر محتشم و بزرگوارست

بوسی ندهد مگر به جانی

آری همه خمر با خمارست

در باغ زمانه هیچ گل نیست

وآن نیز که هست جفت خارست

ای دل! منه از میان برون پای

هر چند که یار بر کنارست

امید مپز، از آن که مردم

نومیدترست، امیدوارست

هر چند شمار کار فردا

کاری‌ست که آن نه در شمارست

بتوان دانست هر شب از عمر

آبستن صد هزار کارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶ای یار مرا غم تو یارست
  2. غزل شمارهٔ ۲۷یارب چه بلا که عشق یارست
  3. غزل شمارهٔ ۲۸هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست
  4. غزل شمارهٔ ۲۹امید وصل تو کاری درازست
  5. غزل شمارهٔ ۳۰مهرت به دل و به جان دریغست
  6. غزل شمارهٔ ۳۱ای برادر عشق سودایی خوشست
  7. غزل شمارهٔ ۳۲کار دل از آرزوی دوست به جانست
  8. غزل شمارهٔ ۳۳عشق تو از ملک جهان خوشترست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.