پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱

ای برادر عشق سودایی خوشست

دوزخ اندر عاشقی جایی خوشست

در بیابان رهروان عشق را

زاب چشم خویش دریایی خوشست

غمگنان را هر زمان در کنج عشق

یاد نام دوست صحرایی خوشست

با خیال روی معشوق ای عجب

جام زهرآلود حلوایی خوشست

عمرها در رنج چون امروز و دی

بر امید بود فردایی خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳عشق تو از ملک جهان خوشترست
  2. غزل شمارهٔ ۳۴عشق تو قضای آسمانست
  3. غزل شمارهٔ ۳۵هرکه چون من به کفرش ایمانست
  4. غزل شمارهٔ ۳۶مرا دانی که بی‌تو حال چونست
  5. غزل شمارهٔ ۳۷جمالت بر سر خوبی کلاهست
  6. غزل شمارهٔ ۳۸عشق تو دل را نکو پیرایه‌ایست
  7. غزل شمارهٔ ۳۹هرکس که غم ترا فسانه‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۴۰بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.