پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰

مهرت به دل و به جان دریغست

عشق تو به این و آن دریغست

وصل تو بدان جهان توان یافت

کان ملک بدین جهان دریغست

کس را کمر وفا مفرمای

کان طرف بهر میان دریغست

با کس به مگوی نام تو چیست

کان نام به هر زبان دریغست

قدر چو تویی زمین چه داند

کان قدر به آسمان دریغست

در کوی وفای تو به انصاف

یک دل به هزار جان دریغست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲کار دل از آرزوی دوست به جانست
  2. غزل شمارهٔ ۳۳عشق تو از ملک جهان خوشترست
  3. غزل شمارهٔ ۳۴عشق تو قضای آسمانست
  4. غزل شمارهٔ ۳۵هرکه چون من به کفرش ایمانست
  5. غزل شمارهٔ ۳۶مرا دانی که بی‌تو حال چونست
  6. غزل شمارهٔ ۳۷جمالت بر سر خوبی کلاهست
  7. غزل شمارهٔ ۳۸عشق تو دل را نکو پیرایه‌ایست
  8. غزل شمارهٔ ۳۹هرکس که غم ترا فسانه‌ست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.