پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳

عشق تو از ملک جهان خوشترست

رنج تو از راحت جان خوشترست

خوشترم آن نیست که دل برده‌ای

دل در جان می‌زند آن خوشترست

من به کرانی شدم از دست هجر

پای ملامت به میان خوشترست

دل به بدی تن زده تا به شود

خوردن زهری به گمان خوشترست

وصل تو روزی نشد و روز شد

سود نه و مایه زیان خوشترست

عمر شد و عشوه به دستم بماند

دخل نه و خرج روان خوشترست

از پی دل جان به تو انداختیم

بر اثر تیر کمان خوشترست

کیسهٔ عمرم ز غمت شد تهی

بی‌رمه مرسوم شبان خوشترست

این همه هست و تو نه با انوری

وین همه در کار جهان خوشترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵هرکه چون من به کفرش ایمانست
  2. غزل شمارهٔ ۳۶مرا دانی که بی‌تو حال چونست
  3. غزل شمارهٔ ۳۷جمالت بر سر خوبی کلاهست
  4. غزل شمارهٔ ۳۸عشق تو دل را نکو پیرایه‌ایست
  5. غزل شمارهٔ ۳۹هرکس که غم ترا فسانه‌ست
  6. غزل شمارهٔ ۴۰بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیست
  7. غزل شمارهٔ ۴۱دل بی‌تو به صدهزار زاریست
  8. غزل شمارهٔ ۴۲ماه چون چهرهٔ زیبای تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.