پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶

ای یار مرا غم تو یارست

عشق تو ز عالم اختیارست

با عشق تو غم همی گسارم

عشق تو غمست و غمگسارست

جان و جگرم بسوخت هجران

خود عادت دل نه زین شمارست

جان سوختن و جگر خلیدن

هجران ترا کمینه کارست

در هجر ز درد بی‌قرارم

کان درد هنوز برقرارست

ای راحت جان من فرج ده

زان درد که نامش انتظارست

در تاب شدی که گفتم از تو

جز درد مرا چه یادگارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست
  2. غزل شمارهٔ ۲۹امید وصل تو کاری درازست
  3. غزل شمارهٔ ۳۰مهرت به دل و به جان دریغست
  4. غزل شمارهٔ ۳۱ای برادر عشق سودایی خوشست
  5. غزل شمارهٔ ۳۲کار دل از آرزوی دوست به جانست
  6. غزل شمارهٔ ۳۳عشق تو از ملک جهان خوشترست
  7. غزل شمارهٔ ۳۴عشق تو قضای آسمانست
  8. غزل شمارهٔ ۳۵هرکه چون من به کفرش ایمانست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.