پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸

هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست

هر نظر از چشم تو سحر حلالی دیگرست

ناید اندر وصف کس آن چشم و زلف از بهر آنک

در خیال هرکس از هریک خیالی دیگرست

هرچه دل با خویشتن صورت کند زان زلف و چشم

عقل دوراندیش گوید آن مثالی دیگرست

هرکسی زان چشم و زلف اندر گمانی دیگرند

وان گمانها نیز از هریک محالی دیگرست

گرچه در عین کمالست از نکویی گوییا

از ورای آن کمال او کمالی دیگرست

من به حالی دیگرم از عشق او هر لحظه‌ای

زانکه او در حسن هر ساعت به حالی دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰مهرت به دل و به جان دریغست
  2. غزل شمارهٔ ۳۱ای برادر عشق سودایی خوشست
  3. غزل شمارهٔ ۳۲کار دل از آرزوی دوست به جانست
  4. غزل شمارهٔ ۳۳عشق تو از ملک جهان خوشترست
  5. غزل شمارهٔ ۳۴عشق تو قضای آسمانست
  6. غزل شمارهٔ ۳۵هرکه چون من به کفرش ایمانست
  7. غزل شمارهٔ ۳۶مرا دانی که بی‌تو حال چونست
  8. غزل شمارهٔ ۳۷جمالت بر سر خوبی کلاهست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.