پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

غزلیات

شمارهٔ ۳

موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را

عقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را

مرده از دو لب شیرینت همی زنده شود

در دو لب‌ گویی افسون مسیحاست تو را

عاشق و شیفته سرو صنوبر شده‌ام

زانکه چون سرو صنوبر قد و بالاست تو را

قبله زی خلخ و یغماست مرا تا بزیم

زانکه اصل و نسب از خلخ و یغماست تو را

شادی جان من است آن صدف مرجان رنگ

که درو سی و دو تا لولو لالاست تو را

تویی آن سرو خرامنده که در باغ جمال

با گل و لاله همه ساله تماشاست تو را

تویی آن ماه دو هفته که در برج نشاط

زهره برده است و میان بسته به ‌جوزاست تو را

بیش روی تو همی سجده برد قیصر روم

تا به ‌خورشید سر از ملک چلیپاست تو را

نیست از جملهٔ خوبان و ظریفان جهان

یکتن از بنده و آزاد که همتاست تو را

پشت خوبان همه در خدمت تو هست دو تا

زانکه در خدمت خسرو دل یکتاست تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست
  2. شمارهٔ ۶حلقه‌های زلف جانان تا سراندر سرزده است
  3. شمارهٔ ۷مرا نگارا با روی تو چه جای غم است
  4. شمارهٔ ۸خطّی است‌ که بر عارض آن ماه تنیده‌ست
  5. شمارهٔ ۹گر تو پنداری که رازم بی‌تو پیدا نیست هست
  6. شمارهٔ ۱۰ای روی تو رخشنده‌تر از قبلهٔ زردشت
  7. شمارهٔ ۱۱از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد
  8. شمارهٔ ۱۲امروز بت من سر پیکار ندارد
همه‌ی غزلیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.