پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

ای کژدم زلف تو زده بر دل من نیش

وز ضربت آن نیش دل نازک من ریش

آنجا که بود انجمن لشکر خوبان

نام تو بود اول و ناز تو بود پیش

چون من شود آخر به غم عشق ‌گرفتار

آنکس که ز اول نبود عاقبت اندیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹خبرت هست که در آرزوی روی توام
  2. شمارهٔ ۳۰بس‌که من دل را به‌دام عشق خوبان بسته‌ام
  3. شمارهٔ ۳۱از غم عشقت نگارا دیده پرخون‌کرده‌ام
  4. شمارهٔ ۳۲مشکن صنما عهد که من توبه شکستم
  5. شمارهٔ ۳۳تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم
  6. شمارهٔ ۳۴دلم را یاری از یاری ندیدم
  7. شمارهٔ ۳۵کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنم
  8. شمارهٔ ۳۶اگر یگانه شوی با تو دل یگانه‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.