پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

دوستی یکدل و دمساز نماند

مونس محرم و همراز نماند

تاز ده بر هدف سینه ما

چرخ را هیچ یک انداز نماند

گر یکی راست زبانی چوعیار

که چو زر در دهن کز بماند

گرچه ز آسایش در روی زمین

نای کردار جز آواز نماند

هم نماند غم و محنت باکس

جاودان چون طرب و نازنماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰خیمه در کوی یار خواهم زد
  2. شمارهٔ ۴۱همچو بالای تو سروی به چمن می‌نرسد
  3. شمارهٔ ۴۲دل به عشق تو جانسپاری کرد
  4. شمارهٔ ۴۳وقت بیاید که دور غم به سر آید
  5. شمارهٔ ۴۴روزی که جفاهای تو بر یاد من آید
  6. شمارهٔ ۴۵رخ او دیده را بصر بخشد
  7. شمارهٔ ۴۶نه صفای تو در بصر گنجد
  8. شمارهٔ ۴۷آنرا که چنان سلسله ها بافته باشد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.