پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

آنرا که چنان سلسله ها بافته باشد

هر سلسله زندان دلی تافته باشد

هرجا که بجوئید زجانهای عزیزان

در هر شکن آرامگهی یافته باشد

صد بار بگفتم مکن ای دل مرو آنجا

کان ره نه به پای چو توئی بافته باشد

بر گنبد طرار منه چشم که ناکاه

تا در نگری جیب تو بشکافته باشد

صد نامه سر بسته بخوانی و ندانی

کانجا سخن از کاغذ سر تافته باشد

در راه سر گمشده ئی کم چو اثیر است

آنکس که بتو هم بتو بشتافته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹چه بود ماه که با روی تو از کوه بر آید
  2. شمارهٔ ۵۰گر نقاب از دورخ براندازد
  3. شمارهٔ ۵۱نام تو، بهر زبان در افتاد
  4. شمارهٔ ۵۲حسن رویش دیده پرخون می‌کند
  5. شمارهٔ ۵۳از تو هر آنچه بر من درویش می‌رود
  6. شمارهٔ ۵۴جهان پیر باز از دست نیسان خرقه می‌پوشد
  7. شمارهٔ ۵۵با سرو قدت چمن بسوزد
  8. شمارهٔ ۵۶دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من دارد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.