پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

با سرو قدت چمن بسوزد

وز مشک خطت ختن بسوزد

جایی‌ست جهان تو که آنجا

شهبال عقاب ظن بسوزد

عشاق تو را ز شعله دل

بر تن همه پیرهن بسوزد

هر صبح ز آه آتشینم

چون صبح همه دهن بسوزد

در زاویه‌ی دماغ عشقت

ننشسته همه وطن بسوزد

از تاب تو در تبم که ناچار

چون دل بفروخت تن بسوزد

دام به گهی‌ات بر نیاید

ور خرمن صد چو من بسوزد

در زلف تو جان ماست ترسم

کو را رخ شعله زن بسوزد

کز بهر خلاص شوی هندو

رسمی‌ست که خویشتن بسوزد

هر کاو چو اثیر کشته‌ی توست

از تف دلش کفن بسوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷شام از طرب رخت سحر گردد
  2. شمارهٔ ۵۸لعل تو به نکته دُر چکاند
  3. شمارهٔ ۵۹یار دست جور در جان می‌کند
  4. شمارهٔ ۶۰جان نقش رخ تو بر بصر دارد
  5. شمارهٔ ۶۱وصلش مرا قرین سعادت نمی‌کند
  6. شمارهٔ ۶۲از عشق تو بوی خون همی‌آید
  7. شمارهٔ ۶۳دل ز دست غمت به جان نجهد
  8. شمارهٔ ۶۴باز مرا عشق کهن تازه شد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.