پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

جان نقش رخ تو بر بصر دارد

تن نیز غم تو بر جگر دارد

من خاک دل خودم که از عزت

خاک قدم تو تاج سر دارد

در خدمت تو زمانه معذور است

کز رحمت خویش بیشتر دارد

هر کاو رخ و زلف آنچنان بیند

کی دل دهدش که دیده بر دارد

پیش تو ز جان خبر نمیدارم

بررس ز خیال گاو خبر دارد

حال دل من ز من چه پرسی

زلف تو جواب خود ز بردارد

گر مینهدت اثیر می بینی

تن نه که از این دو صد دگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲از عشق تو بوی خون همی‌آید
  2. شمارهٔ ۶۳دل ز دست غمت به جان نجهد
  3. شمارهٔ ۶۴باز مرا عشق کهن تازه شد
  4. شمارهٔ ۶۵هر محتشمی پایه‌ی عشق تو ندارد
  5. شمارهٔ ۶۶تن بی‌غم تو جان نمی‌خواهد
  6. شمارهٔ ۶۷از لب یار شکر می‌باید
  7. شمارهٔ ۶۸که را هجرت به پرسش کمتر آید؟
  8. شمارهٔ ۶۹دست اَر همه بتان به جمال و وفا برند
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.